وقتی یک دستاورد ملی قربانی حاشیهسازی شد/ توسعه صرفاً با بتن، ریل و ایستگاه اتفاق نمیافتد

به گزارش آذر ايران، راهآهن اردبیل–میانه فقط یک پروژه عمرانی نبود؛ نماد یک انتظار ۲۲ ساله بود. پروژهای که با صرف حدود ۳ همت بالاخره به ایستگاه افتتاح رسید و میتوانست به یکی از معدود لحظههای اجماع، امید و غرور عمومی در استان تبدیل شود. اما آنچه در عمل رخ داد، بیش از آنکه بوی توسعه بدهد، بوی درگیری سیاسی، دعوای حزبی و کشمکش بر سر نمايش سياسي میداد؛ همان حاشیههایی که چنان پررنگ شد که اصل ماجرا، یعنی خود راهآهن، به حاشیه رفت.
در هر استان، لحظههایی وجود دارد که مدیر ارشد اجرایی باید بالاتر از دستهبندیهای سیاسی بایستد و نقش مدیر بحران، اجماعساز و حافظ سرمایه اجتماعی را بازی کند. افتتاح راهآهن اردبیل–میانه دقیقاً یکی از همان لحظهها بود. این پروژه میتوانست به نام مردم اردبیل ثبت شود؛ نه به نام فرد خاصي اما فضای شکلگرفته نشان داد که بهجای تمرکز بر اصل دستاورد، میدان به سمت رقابتهای فرسایشی و دعواهای معمول سیاسی رانده شد.
مسئله این نیست که در سیاست اختلاف نظر وجود ندارد؛ اختلاف، ذات سیاست است. مسئله این است که چرا یک دستاورد بزرگ استانی باید قربانی اختلافات کوچک جناحی شود؟
چرا پروژهای که باید برای مردم «خبر خوب» باشد، در فضای رسانهای و اجتماعی به بستری براي رقابتهای پشتپرده و دعواهای نمايشي قدرت تبدیل میشود؟ مردم اردبیل بعد از ۲۲ سال انتظار، حق داشتند طعم شیرین توسعه را بچشند، نه اینکه بار دیگر شاهد این باشند که یک موفقیت عمومی هم در گردوغبار منازعه سیاسی گم میشود.
پروژه افتتاح میشود، اما اعتماد عمومی ساخته نمیشود. ریل کشیده میشود، اما سرمایه اجتماعی تقویت نمیشود. بودجه صرف میشود، اما احساس تعلق عمومی به دستاورد شکل نمیگیرد. این یعنی شکست در مهمترین بخش ماجرا: روایتسازی و مدیریت افکار عمومی.
راهآهن اردبیل–میانه میتوانست تصویر روشنی از آینده باشد: توسعه حملونقل، تسهیل جابهجایی، رونق گردشگری، کاهش هزینه مبادله، افزایش ظرفیت اقتصادی استان و اتصال مؤثرتر اردبیل به شبکه ملی. اما چه چیزی بیشتر دیده و شنیده شد؟ نه مزیتهای اقتصادی پروژه، نه چشمانداز توسعه، نه برنامههای پس از افتتاح؛ بلکه اختلاف بین احزاب، تنشهای سیاسی این یعنی یک فرصت بزرگ، در سطح مدیریت سیاسی و رسانهای، بد مصرف شد.
در چنین وضعیتی، افکار عمومی یک سؤال ساده اما تلخ میپرسد:
اگر استاندار نمیتوانند در روز افتتاح یک پروژه تاریخی، حداقل ظاهر همدلی و بلوغ سیاسی را حفظ کنند، چگونه میخواهند مرحله بهرهبرداری و توسعه پس از آن را مدیریت کنند؟
این پرسش، پرسش کوچکی نیست. چون توسعه صرفاً با بتن، ریل و ایستگاه اتفاق نمیافتد؛ توسعه نیازمند ثبات، عقلانیت، گفتوگوی دروناستانی، اولویتدادن به منافع عمومی و کنارزدن دعواهای حقیر سیاسی است.
تلخی ماجرا در اینجاست که مردم اردبیل سالها برای این پروژه صبر کردند. این راهآهن حاصل یک روز، یک دولت، یک مدیر یا یک جریان نیست. نتیجه انباشت سالها پیگیری، بودجه، مطالبه عمومی و انتظار اجتماعی است. به همین دلیل، مصادره سیاسی آن یا آلودهکردنش به دعواهای جناحی، نوعی بیحرمتی به حافظه جمعی مردم استان است.
پروژهای با این ابعاد، باید مایه وحدت باشد، نه مایه کدورت. باید نماد بلوغ مدیریتی باشد، نه آینه آشفتگی سیاسی.
هیچکس منکر اهمیت راهآهن اردبیل–میانه نیست
نقد امروز، نقد اصل افتتاح نیست؛ نقد چگونگی مدیریت آن است. هیچکس منکر اهمیت راهآهن اردبیل–میانه نیست. اتفاقاً چون این پروژه مهم است، حواشی پیرامون آن بیشتر آزاردهنده و نابخشودنی است. مدیریت استان باید توضیح دهد چرا بهجای آنکه این افتتاح به یک جشن فراگیر مردمی تبدیل شود، فضای استان به سمت تلخی، دلخوری و فرسایش روانی رفت. چرا بهجای آنکه گفتگو درباره آینده راهآهن، فرصتهای اقتصادی و برنامه بهرهبرداری در صدر باشد، فضای رسانهای از خبرهای مربوط به نزاعهای اشباع شد؟
واقعیت این است که مردم دیگر صرف افتتاح را کافی نمیدانند. آنان از مدیران بلوغ سیاسی میخواهند. از استاندار انتظار دارند مدیر همه استان باشد، نه مدیر یک طیف خاص. انتظار دارند هنگام یک رخداد تاریخی، اولویت را به منافع عمومی بدهد، نه به تنظیم معادلات پشتپرده. انتظار دارند بداند که گاهی یک جمله، یک رفتار، یک چینش و یک نوع مواجهه میتواند پروژهای به عظمت ۳همت را در افکار عمومی کوچک کند.
استان اردبیل بیش از هر زمان دیگری به آرامش و عقلانیت اجرایی نیاز دارد
استان اردبیل بیش از هر زمان دیگری به آرامش و عقلانیت اجرایی نیاز دارد. اگر قرار باشد هر دستاورد مهمی در استان، بهجای اینکه سکوی همبستگی شود، به میدان تسویهحساب سیاسی تبدیل شود، آنچه آسیب میبیند فقط یک مراسم یا یک تیتر نیست؛ آینده اعتماد عمومی است. و وقتی اعتماد عمومی ضربه بخورد، حتی ریلهای توسعه هم کندتر پیش میروند.
راهآهن اردبیل–میانه افتتاح شد؛ این یک خبر مهم و مبارک است. اما این نیز حقیقت دارد که حواشی سیاسی، شیرینی این اتفاق را در کام بسیاری از مردم تلخ کرد. مسئولیت این تلخی را نمیتوان از مدیریت فضای سیاسی استان جدا کرد. مدیران میآیند و میروند، اما این مردماند که به یاد میسپارند چه کسی در لحظههای تاریخی، از یک فرصت ملی برای استان «سرمایه اجتماعی» ساخت و چه کسی آن را در هیاهوی رقابتهای خرد، مستهلک کرد.





